الحكایة و التمثیل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
رفت یک روزی مگر بهلول مست
۲
در بر هارون و بر تختش نشست
۳
خیل او چندان زدندش چوب و سنگ
۴
کز تن او خون روان شد بیدرنگ
۵
چون بخورد آن چوب بگشاد او زفان
۶
گفت هارون را که ای شاه جهان
۷
یک زمان کاین جایگه بنشستهام
۸
از قفا خوردن ببین چون خستهام
۹
تو که اینجا کردهٔ عمری نشست
۱۰
بس که یک یک بند خواهندت شکست
۱۱
یک نفس را من بخوردم آن خویش
۱۲
وای بر تو زانچه خواهی داشت پیش