الحكایة و التمثیل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سائلی جویندهٔ راه کمال
۲
کرد او از شیخ گرگانی سؤال
۳
گفت چون نبود ترا میل سماع
۴
گفت ما را از سماع است انقطاع
۵
زانکه هست اندر دلم یک نوحه گر
۶
کو زمانی گر ز دل آید بدر
۷
جملهٔ ذرات عرش و فرش پاک
۸
نوحه گر گردند دایم یا هلاک
۹
گر شود ظاهر چنین دردی که هست
۱۰
تا ابد باید در آن ماتم نشست
۱۱
با چنین دردی که درجان منست
۱۲
کی سماع و رقص درمان منست
۱۳
گر نیارم درد خویش امروز گفت
۱۴
قصهٔ این غصه و این سوز گفت
۱۵
تن زنم تا بوکه مرگم در رسد
۱۶
ره بسوی روز برگم در رسد