الحكایة و التمثیل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بود مجنونی چو در کار آمدی
۲
گاه گاهی سوی بازار آمدی
۳
در نظاره آمدی حیران و مست
۴
چست بگرفتی سر بینی بدست
۵
آن یکی گفتش که ای شوریده دین
۶
بینی از بهر چه میگیری چنین
۷
گفت این شمغندی بازاریان
۸
سخت میدارد دماغم را زیان
۹
گفت در بازار پس کم کن نشست
۱۰
گفت نتوان چون مهم کاریم هست
۱۱
جمله آن خواهم که بینم روز روز
۱۲
مردم بازار را در تفت و سوز