الحكایة و التمثیل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
نازنین شوریده میشد ناگهی
۲
بود هم سرما و هم گل در رهی
۳
آن یکی گفتش که گل بگرفت راه
۴
خویش را بر خیز کفشی ژنده خواه
۵
گفت چون پا را کنم کفشی طلب
۶
خاصه اندر زیر میگیرند شب
۷
تا که در شخص تو میماند دلت
۸
هرگز آن دولت نیاید حاصلت
۹
چون بجای دل رسی بی دل مدام
۱۰
گردد این دولت ترا حاصل مدام