Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · مصیبت نامه

الحكایة و التمثیل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آن یکی دیوانه را میتاختند
۲
کودکانش سنگ میانداختند
۳
درگریخت او زود در قصر عمید
۴
بود او در صدر آن قصر مشید
۵
دید در پیشش نشسته چند کس
۶
باز میراندند از رویش مگس
۷
بانگ بر وی زد عمید ازجایگاه
۸
گفت ای مدبر که داد اینجات راه
۹
گفت بود از دیدهٔ من خون چکان
۱۰
زانکه سنگم میزدند این کودکان
۱۱
آمدم کز کودکان بازم خری
۱۲
خود تو صد باره ز من عاجزتری
۱۳
چون ترا در پیش باید چند کس
۱۴
تا ز رویت باز میراند مگس
۱۵
کودکان را چون زمن داری تو باز
۱۶
سرنگونی تو بحق نه سرفراز
۱۷
تو نهٔ میری اسیری دایمی
۱۸
زانکه محکومی بحق نه حاکمی
۱۹
میر آن باشد که با او در کمال
۲۰
دیگری را نبود از میری مجال
۲۱
نیست باقی سلطنت بر هیچکس
۲۲
تا بدانی تو که یک سلطانست بس

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.