الحكایة و التمثیل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
آن یکی دیوانه در برفی نشست
۲
همچو آتش برف میخورد از دو دست
۳
آن یکی گفتش چرا این میخوری
۴
چیزی الحق چرب و شیرین میخوری
۵
گفت چکنم گرسنه دارم شکم
۶
گفت از برف آن نگردد هیچ کم
۷
گفت حق را گو که میگوید بخور
۸
تا شود گرسنگیت آهسته تر
۹
هیچ دیوانه نگوید این سخن
۱۰
میخورم نه سر پدید این را نه بن
۱۱
گفت من سیرت کنم بی نان شگرف
۱۲
کرد سیرم راست گفت اما زبرف