Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · مصیبت نامه

الحكایة و التمثیل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بندهٔ را امتحان میکرد شاه
۲
خواند یک روزیش پیش خود پگاه
۳
گفت این دم دامن من بر سرآر
۴
با من از یک جیب آنگه سربرآر
۵
تا چو با من یک گریبانت بود
۶
هرچه آن من بود آنت بود
۷
چون میان ما یکی حاصل شود
۸
گر خیالست ازدوئی باطل شود
۹
جسم وجانم جسم و جان تو بود
۱۰
هرچه هست آن من آن تو بود
۱۱
بندهٔ نادان بجست از جایگاه
۱۲
کرد بیرون سر ز جیب پادشاه
۱۳
گشت با شاه جهان هم پیرهن
۱۴
ذرهٔ نشناخت حد خویشتن
۱۵
چون برون آورد سر از جیب شاه
۱۶
خویشتن را سر ندید آنجایگاه
۱۷
شه چو در بیحرمتس بشناختش
۱۸
تاکه دم زد سر ز تن انداختش
۱۹
هرکه پای از حد خود برتر نهد
۲۰
سر دهد بر بادو دین بر سر نهد
۲۱
هرکه در بی حرمتی گامی نهاد
۲۲
در شقاوت خویش را دامی نهاد
۲۳
بندهٔ را تا ادب نبود نخست
۲۴
بندگی از وی کجا آید درست
۲۵
چون بلای قرب دید آدم ز دور
۲۶
سوی ظلمت آشیان آمد ز نور
۲۷
دید دنیا کشت زار خویشتن
۲۸
لاجرم کرد اختیار خویشتن
۲۹
نیست دنیا بد اگر کاری کنی
۳۰
بد شود گر عزم دیناری کنی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.