الحكایة و التمثیل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سائلی پرسید از آن شوریده حال
۲
گفت اگر نام مهین ذوالجلال
۳
میشناسی بازگوی ای مرد نیک
۴
گفت نانست این بنتوان گفت لیک
۵
مرد گفتش احمقی و بی قرار
۶
کی بود نام مهین نان شرم دار
۷
گفت در قحط نشابور ای عجب
۸
میگذشتم گرسنه چل روز و شب
۹
نه شنودم هیچ جا بانگ نماز
۱۰
نه دری بر هیچ مسجد بود باز
۱۱
من بدانستم که نان نام مهینست
۱۲
نقطهٔ جمعیت و بنیاد دینست
۱۳
از پی نان نیستت چون سگ قرار
۱۴
حق چو رزقت میدهد توحق گزار
۱۵
حق چو رزقت داد و کارت کرد راست
۱۶
تو بخور وز کس مپرس این از کجاست