Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
عطار · مصیبت نامه

الحكایة و التمثیل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شیخ گرگانی مگر آن شمع شرع
۲
میشد اندر شارعی با جمع شرع
۳
بود آن وقتی نظام الملک خرد
۴
اطلسش مییافتند او زیر برد
۵
با گروهی کودکان بیخبر
۶
گوی میزد در میان رهگذر
۷
شیخ را با قوم چون از دور دید
۸
از میان رهگذر یکسو دوید
۹
گفت بنشانید از ره گرد را
۱۰
زانکه گرگردی رسد این مرد را
۱۱
جمله را بدبختی آرد بار از آن
۱۲
هیچکس را برنیاید کار ازان
۱۳
شیخ کان بشنود و آن حرمت بدید
۱۴
ازچنان طفلی چنان همت بدید
۱۵
از بزرگی پیر گفت ای طفل خرد
۱۶
بفکن آن چوگان که بختت گوی برد
۱۷
خلق میکوشند تا طاقت کنند
۱۸
تا نظام الملک آفاقت کنند
۱۹
زین ادب زین حرمت وزین خوی تو
۲۰
ای نظام الملک بردی گوی تو
۲۱
گوی چون بردی برو دیگر مباز
۲۲
خواجهٔ چوگان بیفکن سرفراز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.