الحكایة و التمثیل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بود آن دیوانهٔ از عشق مست
۲
کرد بر بالای خاکستر نشست
۳
هر زمانی باز میخندید خوش
۴
استخوانی باز میرندید خوش
۵
سایلی گفتش که هین برگوی حال
۶
گفت درخون گشتهام هفتاد سال
۷
تا مرا بر روی خاکستر نشاند
۸
چون سگم با استخوان بردر نشاند
۹
گرچه چون سگ نیست ره سوی ویم
۱۰
خوشدلم چون هم سگ کوی ویم
۱۱
یک اضافت گر ازو حاصل کنی
۱۲
جان خود را تا ابد کامل کنی