زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
عطار · مصیبت نامه

الحكایة و التمثیل

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از ارسطالیس پرسیدند راز
۲
کان چه میدانی که در عمر دراز
۳
بی گنه در خورد زندان آمدست
۴
گفت آنچش حبس دندان آمدست
۵
آنچه او محبوس میباید مدام
۶
آن زفان تست در زندان کام
۷
دو در از دندان و دو در از لبش
۸
بسته میدارند هر روز و شبش
۹
تا مگر یک لحظهٔ گیرد قرار
۱۰
وانگهش جز بیقراری نیست کار
۱۱
هرکه خاموشست ثابت آمدست
۱۲
عزت زر بین که صامت آمدست
۱۳
با که گویم درد دل چون کس نماند
۱۴
تن زنم کز عمر من هم بس نماند
۱۵
چون خموشی این همه مقدار داشت
۱۶
لیک دو داعیم بر گفتارداشت
۱۷
جان من چون بودمست و بیقرار
۱۸
بر نمیزد یک نفس از درد کار
۱۹
گر دمی تن میزدم از جان پاک
۲۰
می برآمد از خموشی صد هلاک
۲۱
از ازل چون عشق با جان خوی کرد
۲۲
شور عشقم این چنین پرگوی کرد
۲۳
از شراب عشق چون لایعقلم
۲۴
کی تواند شد خموشی حاصلم
۲۵
کاشکی جان مرا بودی قرار
۲۶
تا همیشه تن زدن بودیم کار
۲۷
آنچه در جان من آگاه هست
۲۸
می ندانم تا بدانجا راه هست
۲۹
چون نمیبینم بعالم مرد خویش
۳۰
می فرو گویم بدانجا دردخویش
۳۱
داعی دیگر مرا آن بود و بس
۳۲
کاین حدیثم شد بحجت هر نفس

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.