غزل
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
هی که را رنگی بود بی کر و فر
۲
بیشکی هر کس برو دارد نظر
۳
و آن کس را کاتشی در جان بود
۴
آتشش در جان چه باشد کارگر
۵
ترک چشمی هر کرا زد ناوکی
۶
دارد از دست زمانه در جگر
۷
هرچه من با عاشقان کردم بجور
۸
گردش ایام آوردش بسر
۹
من چنین در آتش از کردار خویش
۱۰
بلبل بیچاره از من بی خبر
۱۱
ای صبای خوش نسیم آخر بدم
۱۲
باد سردی بر من و گرمی ببر
۱۳
این بگفت و گشت خامش تا برفت
۱۴
از وجود نازنینش جان بدر
۱۵
گر تو داری خاطر عطاروش
۱۶
باشی از فیض خدا صاحب نظر