غزل شمارهٔ ۴۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای دوای درد بیدرمان ما
۲
وی شفای علت نقصان ما
۳
آتشی از عشق خود در ما زدی
۴
تا بسوزی هم دل و هم جان ما
۵
آتشی خوشتر زآب زندگی
۶
کان بود هم جان و هم ایمان ما
۷
صدهزار احسنت ای آتش فروز
۸
خوش بسوزان منتت برجان ما
۹
خوش بسوزان ما در این آتش خوشیم
۱۰
تیزتر کن آتش سوزان ما
۱۱
آتشست این عشق یا آب حیات
۱۲
یا بهشت و کوثر و رضوان ما
۱۳
یاکه باغ و بوستان و گلشنست
۱۴
یاگلست و لاله و ریحان ما
۱۵
سوخت خارستان ما یکبارگی
۱۶
شد گلستان کلبهٔ احزان ما
۱۷
صد هزاران آفرین از جان و دل
۱۸
باد هر دم فیض بر جانان ما