فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
لذات نماند و المها
۲
شادی گذرد جو برق و غمها
۳
غمناک مباش ازآن و زین خوش
۴
چون هردو رود سوی عدمها
۵
هر حادثهٔ که برسرآید
۶
هم سوی عدم کشد قدمها
۷
هر پسریر است عسر در پی
۸
هر عسریرا ز پی کرمها
۹
آخر همه خواب با خیالیست
۱۰
الا بنوشتهٔ قلمها
۱۱
کز بهر جزای زشت و نیکو
۱۲
ماند بصحیفها رقمها
۱۳
لذات نماند و بماند
۱۴
از پیروی هوا ندمها
۱۵
هر محنت و هر بلا که بینی
۱۶
کفّاره شمار بر ستمها
۱۷
اندوه چو ما حی گناهست
۱۸
خوشتر که در آن کشیم دمها
۱۹
آن کن که بعاقبت بود خیر
۲۰
فیض است و امید بر کرمها

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.