فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گرنکندی بسته ماند اینجا دلت
۲
تو بمانی بیدل آنجا در عذاب
۳
حسرتی ماند بدل آنرا که داد
۴
دل بچیزی گر نشد زان کامیاب
۵
هست دنیا چون سرابی تشنه را
۶
تشنه کی سیراب گردد از سراب
۷
آیدت هر دم سرابی در نظر
۸
سوی آن رانی بتعجیل و شتاب
۹
آن نباشد آب و دیگر همچنین
۱۰
هرگز از دنیا نگردی کامیاب
۱۱
خل غیرالله اقبل نحوه
۱۲
هر چه بینی غر حق زان رو بتاب
۱۳
ددر را بگذار و صافی را بگیر
۱۴
بگذر از قشر ای دل و بستان لباب
۱۵
تا شوی با جان عالم متصل
۱۶
تا شوی از روح عالم کامیاب
۱۷
گفت با تو فیض اسرار سخن
۱۸
فهم کن والله اعلم بالصواب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.