فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بیمار زارم دریاب دریاب
۲
جز تو ندارم دریاب دریاب
۳
در راه عشقت از پا فتادم
۴
رحمی که زارم دریاب دریاب
۵
دو از رخ تو در خاک و در خون
۶
جان می سپارم دریاب دریاب
۷
جان شد خیالی تن شد هلالی
۸
زار و نزارم دریاب دریاب
۹
با سخت جانی ابرو کمانی
۱۰
افتاده کارم دریاب دریاب
۱۱
شد زاشک خونین رویم منقّش
۱۲
زیبا نگارم دریاب دریاب
۱۳
دل شد زشوق آب بشتاب بشتاب
۱۴
طاقت ندارم دریاب دریاب
۱۵
شد در فراقت نامهربانا
۱۶
از دست کارم دریاب دریاب
۱۷
مشکل که فیضت زین غم برد جان
۱۸
بیمار و زارم دریاب دریاب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.