غزل شمارهٔ ۷۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
اگر راه یابم ببوم و برت
۲
سراپا قدم گردم آیم برت
۳
بکویت بیابم اگر رخصتی
۴
ببوبت کنم عیش در کشورت
۵
ندارم شکیب از تو ای جان من
۶
تو آئی برم یا من آیم برت
۷
قدم رنجه فرما بیا بر سرم
۸
بقربان پایت بگرد سرت
۹
وگرنه بده رخصتی بنده را
۱۰
که سرپای سازم بیایم برت
۱۱
تو آئی دل و جان نثارت کنم
۱۲
من آیم شوم خاک ره بر درت
۱۳
نیم گرچه شایسته صحبتت
۱۴
ولی هستم از جان و دل چاکرت
۱۵
جز این آرزو نیست در دل مرا
۱۶
که پیوسته باشد سرم بر درت
۱۷
چو فیض از غم عشق گردم غبار
۱۸
مگر بادم آرد ببوم و برت