Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۱۲۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار
۲
بر مثل ذره‌ها رقص کنان پیش یار
۳
شاه نشسته به تخت عشق گرو کرده رخت
۴
رقص کنان هر درخت دست زنان هر چنار
۵
از قدح جام وی مست شده کو و کی
۶
گرم شده جام دی سرد شده جان نار
۷
روح بشارت شنید پرده جان بردرید
۸
رایت احمد رسید کفر بشد زار زار
۹
بانگ زده آن هما هر کی که هست از شما
۱۰
دور شو از عشق ما تا نشوی دلفکار
۱۱
گفته دل من بدو کای صنم تندخو
۱۲
چون برهد آن که او گشت به زخمت شکار
۱۳
عشق چو ابر گران ریخت بر این و بر آن
۱۴
شد طرفی زعفران شد طرفی لاله زار
۱۵
آب منی همچو شیر بعد زمانی یسیر
۱۶
زاد یکی همچو قیر وان دگری همچو قار
۱۷
منکر شه کور زاد بی‌خبر و کور باد
۱۸
از شه ما شمس دین در تبریز افتخار

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: جام; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

معشوق آرمانی

بازنمایی کهن‌الگو ← معشوق آرمانی

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

معشوق

شامل شخصیت ← معشوق

Matched curated alias: یار; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira