غزل شمارهٔ ۱۵۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بادهٔ تلخ کهنم آرزوست
۲
ساقی سیمین ذقنم آرزوست
۳
زهد ریا عیش مرا تلخ کرد
۴
دلبر شیرین دهنم آرزوست
۵
صحبت زاهد همه خار غمست
۶
شاهد گل پیرهنم آرزوست
۷
خال معنبر برخی چون قمر
۸
زلف شکن در شکنم آرزوست
۹
خیز و لب خود بلب من بنه
۱۰
بوسه بر آن لب زدنم آرزوست
۱۱
خیز که از توبه پشیمان شدم
۱۲
ساقی پیمان شکنم آرزوست
۱۳
تلخ بگو زان لب و دشنام ده
۱۴
باده زجام سخنم آرزوست
۱۵
خیز و بکش تیغ و بکش تا بحشر
۱۶
زندگی در کفنم آرزوست
۱۷
نی غم زر دارم و نی سیم فیض
۱۸
دلبر سیمین بدنم آرزوست