Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۱۲۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر
۲
آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر
۳
هر که جز عاشقان ماهی بی‌آب دان
۴
مرده و پژمرده است گر چه بود او وزیر
۵
عشق چو بگشاد رخت سبز شود هر درخت
۶
برگ جوان بردمد هر نفس از شاخ پیر
۷
هر که شود صید عشق کی شود او صید مرگ
۸
چون سپرش مه بود کی رسدش زخم تیر
۹
سر ز خدا تافتی هیچ رهی یافتی
۱۰
جانب ره بازگرد یاوه مرو خیر خیر
۱۱
تنگ شکر خر بلاش ور نخری سرکه باش
۱۲
عاشق این میر شو ور نشوی رو بمیر
۱۳
جمله جان‌های پاک گشته اسیران خاک
۱۴
عشق فروریخت زر تا برهاند اسیر
۱۵
ای که به زنبیل تو هیچ کسی نان نریخت
۱۶
در بن زنبیل خود هم بطلب ای فقیر
۱۷
چست شو و مرد باش حق دهدت صد قماش
۱۸
خاک سیه گشت زر خون سیه گشت شیر
۱۹
مفخر تبریزیان شمس حق و دین بیا
۲۰
تا برهد پای دل ز آب و گل همچو قیر

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۳ نیازمند تصمیم۳ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

گل و بلبل

به‌کارگیری نماد ← گل و بلبل

Matched curated alias: گل; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira