غزل شمارهٔ ۱۷۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما را که نوای بی نوائیست
۲
مستی ز شراب کبریائیست
۳
تا حشر بخویشتن نیائیم
۴
هشیار و یا زحق جدائیست
۵
ساقی قدحی بده که مستی
۶
بهتر زعبادت ریائیست
۷
ما معتکفیم در خرابات
۸
ما را چه مجال پارسائیست
۹
از ما طمع صالح خامیست
۱۰
مستیست چه جای خودنمائیست
۱۱
بیگانه مباش زاهد از ما
۱۲
ما را با دوست آشنائیست
۱۳
ای فیض ازین صریح تر گوی
۱۴
ما را از دوست کی جدائیست