غزل شمارهٔ ۱۷۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گذشت آن گل و حسرت بیادگار گذاشت
۲
برفت از نظر عندلیب و خار گذاشت
۳
چو آسمان بسرم سایه فکند از لطف
۴
بعزتم ززمین بر گرفت و خوار گذاشت
۵
چشید ذوق وصالش چو دل نهان گردید
۶
ببرد لذت مستی ز سرخمار گذاشت
۷
ربود چون زمیان دل کناره کرد از من
۸
وفا و مهر بیکباره بر کنار گذاشت
۹
شکفت غنچه دل از گشاد چهره او
۱۰
ولی برشته جان عقده بی شمار گذاشت
۱۱
مثال زینت دنیاست حسن مهرویان
۱۲
خوش آنکه زین دو گذشت و باختیار گذاشت
۱۳
بفیض گفتم خوبان وفا نمیدارند
۱۴
ببین چگونه ترا زارو دلفکار گذاشت