غزل شمارهٔ ۱۸۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دوش از من رمیده میرفت
۲
دامان زکفم کشیده میرفت
۳
میرفت و مرا به حسرت از پی
۴
دریا دریا زدیده میرفت
۵
میرفت به ناز و رفته رفته
۶
آرام دل رمیده میرفت
۷
میرفت و دل شکسته از پی
۸
نالان نالان طپیده میرفت
۹
میرفت و روان روان بدنبال
۱۰
تن در عقبش خمیده میرفت
۱۱
میرفت سرور و شادمانی
۱۲
از سینه مرا و دیده میرفت
۱۳
میرفت بیاد هجرش از پی
۱۴
هوش از سر من پریده میرفت
۱۵
میرفت و فغان من بدنبال
۱۶
او فارغ و ناشنیده میرفت
۱۷
میرفت و منش فتاده در پی
۱۸
صد پرده من دردیده میرفت
۱۹
میرفت و جهان جهان تغافل
۲۰
گفتی که مرا ندیده میرفت
۲۱
میرفت بصد هزار تمکین
۲۲
سنجیده و آرمیده میرفت
۲۳
کس سرو چمن چمان ندیده است
۲۴
آنسو روان چمیده میرفت
۲۵
حیف است که بر زمین نهد پای
۲۶
ای کاش فرا ز دیده میرفت
۲۷
بس فیض ز رفتنش غزل کاش
۲۸
در آمدنش قصیده میرفت