Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۱۳۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر
۲
چونک ببردی دلی پرده او را مدر
۳
چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما
۴
زلف تو چون سر کشد عشوه هندو مخر
۵
عشق بود دلستان پرورش دوستان
۶
سبز و شکفته کند باغ تو را چون شجر
۷
وجهک وجه القمر قلبک مثل الحجر
۸
روحک روح البقا حسنک نور البصر
۹
عشق خران جو به جو تا لب دریای هو
۱۰
کهنه خران کو به کو اسکی ببج کآمدور
۱۱
دشمن ما در هنر شد به مثل دنب خر
۱۲
چند بپیماییش نیست فزون کم شمر
۱۳
اقسم بالعادیات احلف بالموریات
۱۴
غیرک یا ذالصلات فی نظری کالمدر
۱۵
هر که به جز عاشق است در ترشی لایقست
۱۶
لایق حلوا شکر لایق سرکا کبر
۱۷
هجرک روحی فداک زلزلنی فی هواک
۱۸
کل کریم سواک فهو خداع غرر
۱۹
عشق خوش و تازه رو عاشق او تازه تر
۲۰
شکل جهان کهنه‌ای عاشق او کهنه تر

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۲ نیازمند تصمیم۲ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira