غزل شمارهٔ ۲۱۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خطیب عشق ندا کرد با زبان فصیح
۲
که خلق جمله مریضند و عاشق است صحیح
۳
زبان گشاد دگر بار بر سر منبر
۴
که اهل عشق جوادند و اهل زهد شحیح
۵
دگرچه خوش نگین گفت خلق بی نمکند
۶
مگر سری که زشور محبت است ملیح
۷
شجاع نیست مگر عاشقی که جان بخشد
۸
شود صحیح که گردد بتیغ عشق جریح
۹
بسروری رسد آخر زپافتاده عشق
۱۰
شود رفیع که افتد ز راه دوست طریح
۱۱
یمدح عاشق و معشوق و عشق در قرآن
۱۲
یحبهم و یحبونه کند تصریح
۱۳
ذلیل دوست بود عاشق و عزیز عدو
۱۴
اذله و اعزّه بفیض گفت صریح