Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۴۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سرم سودای سودائی ندارد
۲
دلم پروای پروائی ندارد
۳
بجز سودای عشق لا ابالی
۴
سر شوریده سودائی ندارد
۵
بجز پروای بی‌پروا نگاری
۶
دل دیوانه پروائی ندارد
۷
دل آزاده‌ام از هر دو عالم
۸
تمنای تمنائی ندارد
۹
دلم از زندگانی سرد از آن نیست
۱۰
که دیک عیش حلوائی ندارد
۱۱
دلم از زندگانی سرد از آنست
۱۲
که غم در دل دگر جائی ندارد
۱۳
دل عاشق نمی‌اندیشد از مرگ
۱۴
که بر آزادگان پائی ندارد
۱۵
چو عیسی جای او در آسمانست
۱۶
که در روی زمین جائی ندارد
۱۷
اگردنیات باید دل بکن زو
۱۸
که دنیا دوست دنیائی ندارد
۱۹
نباشد هیچ عقیائی به ار عشق
۲۰
نگوئی فیض عقبائی ندارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.