Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز روی مهوشان چشمم دمی دل بر نمی‌دارد
۲
ازین بهتر کسی از عمر حاصل بر نمی‌دارد
۳
یکی میگفت دل بردار از روی بتان گفتم
۴
مرا عشقست چون جان کس ز جان دل بر نمی‌دارد
۵
ز تیغ جور خوبان زنده میگردد دلم آری
۶
چنین مرغ از چنان صیاد بسمل بر نمی‌دارد
۷
دل از عشق مجازی رو بمعشوقی حقیقی کرد
۸
چه حق بین شد دگر او مهر باطل بر نمی‌دارد
۹
زمعنی یافت چون صیقل ز صورت زنک کی گیرد
۱۰
صفا چون یافت از جان دل ز تن گل بر نمی‌دارد
۱۱
شراب عشق حق نوشد بهر دم بی دهان و لب
۱۲
ز چشم مست خوبان فیض از آن دل بر نمی‌دارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.