Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۶۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عشق آمد و عقل را بدر کرد
۲
فرزند نگر چه با پدر کرد
۳
بس عیب نهفته بود در عقل
۴
عشق آمد و جمله را هنر کرد
۵
آنها که غم تو کرد با من
۶
کس را نتوان از آن خبر کرد
۷
گفتم که کنم بصبر چاره
۸
کارم را چاره خود بتر کرد
۹
کی صبر کند علاج عاشق
۱۰
باید سد و چارهٔ دگر کرد
۱۱
هر کو بغم تو شد گرفتار
۱۲
از کشور عافیت سفر کرد
۱۳
جز نقش خیال تو نگنجد
۱۴
غم را باید ز دل بدر کرد
۱۵
پشت فلک از غم تو خم شد
۱۶
یا ناله من در او اثر کرد
۱۷
شرح غم عشق فیض میگفت
۱۸
یاری چو نیافت مختصر کرد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.