Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۹۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
هر کجا داغ و درد و غم باشد
۲
کاش بر جان من رقم باشد
۳
نو بنو مرهمیست بر دل ریش
۴
درد و داغی که دم بدم باشد
۵
ز آتش عشقم ار بسوزد جان
۶
یا شود شعله دل چو غم باشد
۷
خام افسرده را چو باید پخت
۸
آتش عشق مغتنم باشد
۹
هرکه در عشق میتواند سوخت
۱۰
بجهنم رود ستم باشد
۱۱
دارم امید آنکه در غم عشق
۱۲
دل من ثابت القدم باشد
۱۳
وه که گلزار داغهای دلم
۱۴
خوشتر از روضهٔ ارم باشد
۱۵
هرکه در دل نباشدش عشقی
۱۶
حاصلش حسرت و ندم باشد
۱۷
فیض را بخت اگر کند یاری
۱۸
در ره عشق حق علم باشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.