Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۹۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خوشا آندل که ماوای تو باشد
۲
بلند آن سر که در پای تو باشد
۳
فروناید بملک هر دو عالم
۴
هر آنسر را که سودای تو باشد
۵
سرا پای دلم شیدای آنست
۶
که شیدای سرا پای تو باشد
۷
غبار دل بآب دیده شویم
۸
کنم پاکیزه تا جای تو باشد
۹
خوش آن شوریدهٔ شیدای بی‌دل
۱۰
که مدهوش تماشای تو باشد
۱۱
دلم با غیر تو کی گیرد آرام
۱۲
مگر مستی که شیدای تو باشد
۱۳
نمیخواهد دلم گل گشت صحرا
۱۴
مگر گل گشت که شیدای تو باشد
۱۵
خوشی در عالم امکان ندیدم
۱۶
مگر در قاف عنقای تو باشد
۱۷
ز هجرانت بجان آمد دل فیض
۱۸
وصالش ده اگر رای تو باشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.