غزل شمارهٔ ۳۱۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از پی آن نکار خواهم شد
۲
در ره او غبار خواهم شد
۳
قصه غصه شرح خواهم کرد
۴
بر دل یار بار خواهم شد
۵
خون دل را زدیده خواهم ریخت
۶
در غم عشق زار خواهم شد
۷
چند بیهوده بگذرانم عمر
۸
بر سر کار و بار خواهم شد
۹
خویش را کارنامه خواهم ساخت
۱۰
غیرت روزگار خواهم شد
۱۱
همچو مجنون و وامق و فرهاد
۱۲
شهرهٔ هر دیار خواهم شد
۱۳
عقل رسمیست موجب غفلت
۱۴
بجنون هوشیار خواهم شد
۱۵
زان لب و چشم مست خواهم گشت
۱۶
رفته رفته ز کار خواهم شد
۱۷
فیض اگر جان نثار او نکند
۱۸
تا ابد شرمسار خواهم شد