Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۱۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ندادم دل بعشق و جان روان شد
۲
دریغا حاصل عمرم زیان شد
۳
بتن تا میرسیدم جان شد از دست
۴
بجان تا میرسیدم از جهان شد
۵
نفس تا میزدم می شد بغفلت
۶
مکان تا گرم میکردم زمان شد
۷
مرا در خواب کرد انفاس و بگذشت
۸
ز خود غافل شدم تا کاروان شد
۹
شدم تا بر خدا بندم هوا برد
۱۰
چنین میخواستم دل را چنان شد
۱۱
همه عمرم درین اندیشه بگذشت
۱۲
که عمرم صرف باطل شد همانشد
۱۳
بغفلت رفت عمر و فکر غفلت
۱۴
ندانستم چه سان آمد چه سان شد
۱۵
اگرچه فکر غفلت هوشیاری است
۱۶
ولی راضی بآن کی میتوان شد
۱۷
نبردم بهرهٔ از عمر صد حیف
۱۸
که جان فیض بیجان از جهانشد
۱۹
خوش آنکو گشت دلدارش دلارام
۲۰
غم جانانش جان افزای جان شد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.