زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۳۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در دیگ عشق باده کشان جوش کرده‌اند
۲
بر خود ز پختگی همه سرپوش کرده‌اند
۳
بادا حلالشان که بحرمت گرفته‌اند
۴
هر مستی که زان می سر جوش کرده‌اند
۵
سوی جناب عشق به پرهیز رفته‌اند
۶
پرهیز را برندی روپوش کرده‌اند
۷
هر جرعهٔ کز آن می بیغش کشیده‌اند
۸
جان در عوض بداده و خون نوش کرده‌اند
۹
از بهر بارهای گران در ره حبیب
۱۰
سر تا بپای روح همه دوش کرده‌اند
۱۱
از پای تا بسر همه روح مجردند
۱۲
از لطف طبع ترک تن و توش کرده‌اند
۱۳
دارند گفت‌وگوی نهان با جناب دوست
۱۴
بر خویش پرده از لب خاموش کرده‌اند
۱۵
پنهان بریز پرده رندی روان خویش
۱۶
در معرض سروش همه گوش کرده‌اند
۱۷
یکدم نیند غافل و غافل گمان کند
۱۸
کاینان ز اصل خویش فراموش کرده‌اند
۱۹
در دیک ابتلاء بسی کفجه خورده‌اند
۲۰
تا لقمهٔ ز کاسهٔ سر نوش کرده‌اند
۲۱
هم عقل را ز عشقش دیوانه ساخته
۲۲
هم هوش را بیادش بیهوش کرده‌اند
۲۳
از ما سوی چو دست ارادت کشیده‌اند
۲۴
با شاهد مراد در آغوش کرده‌اند
۲۵
زهاد خام را بنظر کی در آورند
۲۶
آنان که در محبت حق جوش کرده‌اند
۲۷
با درد نوش شاید اگر مرحمت کنند
۲۸
آنان که صاف باده حق نوش کرده‌اند
۲۹
تا شعر فیض اهل بصیرت شنیده اند
۳۰
اشعار خویش جمله فراموشش کرده اند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.