غزل شمارهٔ ۳۶۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
سوی این دون گدا آنشاه کی رو میکند
۲
التفاتی از سگش میخواهم او کی میکند
۳
میتوانستم کز او احوال دل گیرم ولی
۴
گفتگو آن تند خوبا چون منی کی میکند
۵
در شب تاریک زلفش صد هزاران همچو من
۶
گم کند گر دل یکی را جستوجو کی میکند
۷
از سر کویش کجا من میتوانم پا کشید
۸
این سر سودا پرستم ترک او کی میکند
۹
مردم از غم ایمسلمانان مرا آگه کنید
۱۰
با من آخر آشتی آن جنگجو کی میکند
۱۱
هر که خورشید رخش را دیده باشد یکنظر
۱۲
دیدن غلمان و حوران آرزو کی میکند
۱۳
فیض در روی بتان میبیند آیات خدا
۱۴
ور نه در وصف بتان این گفتگو کی میکند
