غزل شمارهٔ ۳۶۴
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
خوش آنکه کشتگان غمش را ندا کنند
۲
تا وعدههای وفا را وفا کنند
۳
آندم که دوست گوید ای کشتگان من
۴
از لذت خطاب ندانم چها کنند
۵
در شور و وجد و رقص درآیند عاشقان
۶
از شوق دوست جامه جان را قبا کنند
۷
آندم که دوست پرسش بیمار خود کند
۸
دردش یکان یکان همه کار دوا کنند
۹
سر گر بپای دوست فشانند عاشقان
۱۰
هر دم برای دادن جان جان فدا کنند
۱۱
عشاق اگر الست دگر بشنوند ازو
۱۲
بیخود شوند و تا بقیامت بلی کنند
۱۳
گر فیض محو دوست شود حالت نماز
۱۴
کروبیان قدس باو اقتدا کنند
