غزل شمارهٔ ۳۹۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
؟عشق توبه شکستیم تا دگر چه شود
۲
دلی بعهد تو بستیم تا دگر چه شود
۳
شدیم باز گرفتار دانهٔ خالی
۴
ز دام توبه بجستیم تا دگر چه شود
۵
بیک نگاه که کردی ز خویشتن رفتم
۶
ز چشم مست تو مستیم تا دگر چه شود
۷
گرفته ساغر می ترک زاهدی کردیم
۸
شراب خانه نشستیم تا دگر چه شود
۹
عنان به مستی دادیم تا چه پیش آید
۱۰
ز هوشیاری رستیم تا دگر چه شود
۱۱
فکنده سبحه ز دست در هوای مغبچکان
۱۲
بسو منات نشستیم تا دگر چه شود
۱۳
برای آنکه مگر با خدای پیوندیم
۱۴
ز هر دو کون گسستیم تا دگر چه شود
۱۵
نبود غیر دلی فیض را و آنرا هم
۱۶
بشست زلف تو بستیم تا دگر چه شود
