غزل شمارهٔ ۴۲۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دیده از نور جمال دوست چون بینا کنید
۲
سر بلندان گوشه چشمی بسوی ما کنید
۳
نوجوانان چون بیاد نرگسش نوشیدمی
۴
اول هر جرعهٔ یاد من شیدا کنید
۵
در شب زلف نگار دل فریبی گشت گم
۶
بهر من روزی دل گم گشتهٔ پیدا کنید
۷
از پی نظارهٔ دیوانگان دادند عقل
۸
در گذشتن ای پریرویان سری بالا کنید
۹
از دل پر غصه ما تا گرهها وا شود
۱۰
خوبرویان یک بیک بند قباها وا کنید
۱۱
دل بتنگ آمد مرا از نام و ننگ عاقلان
۱۲
یار بیمستان مرا در عاشقی رسوا کنید
۱۳
فیض میخواهد که با مستان کند هم مشربی
۱۴
بر در میخانه آمد بهر او در وا کنید
