زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۳۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
از بلای چشم مستت العیاذ
۲
العیاذ از هر چه هستت العیاذ
۳
تن ز گل نازکتر و دل همچو سنگ
۴
چون توان رستن ز دستت العیاذ
۵
یک نظر کردم برویت شدنشان
۶
از نگاهی روی حسنت العیاذ
۷
شب همه شب نالم از دست غمت
۸
هیچ پروای منستت العیاذ
۹
نالهٔ من ز آسمانها در گذشت
۱۰
هیچ میگوئی چه استت العیاذ
۱۱
تا بشادی در برویم بستهٔ
۱۲
از گشادت همچو بستت العیاذ
۱۳
فیض صد توبه گر از عشقت رهد
۱۴
باز می‌افتد بشستت العیاذ

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.