زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۵۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گفتی مرا که چیست ز خوبان عجیب‌تر
۲
ز ایشانست آفرینش ایشان عجیب‌تر
۳
در آب و خاک روح دمیدم عجب بود
۴
در خون و نطفه صورت انسان عجیب‌تر
۵
گویند آفتاب عجیبسب و مه غریب
۶
از مهر و ماهٔ عارض خوبان عجیب‌تر
۷
ابرو و چشم بر رخ خورشید طلعتان
۸
ز ابرو و چشم غمزهٔ خوبان عجیب‌تر
۹
ناز و کرشمه خد و قد بس عجب بود
۱۰
گشتن اسیر صورت چسبان عجیب‌تر
۱۱
از جان عجیب تر چه بود در سرای تن
۱۲
عشقست در سرای تن از جان عجیب‌تر
۱۳
گوشم شنید قصه مجنون عامری
۱۴
چشمم بدید قصهٔ خود زان عجیب‌تر
۱۵
خون خوردن کسیست برای کسی عجب
۱۶
آنکه برای بی‌غم ناران عجیب‌تر
۱۷
ای کاش داشتند ز دل دلبران خبر
۱۸
از دلبری تغافل ایشان عجیب‌تر
۱۹
رندی و شاعری عجبست از طریق فیض
۲۰
آنگاه شعرهای پریشان عجیب‌تر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.