زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۴۶۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
برون آی و خورشید رخ بر افروز
۲
شب فرقت ماست مشتاق روز
۳
ز هجر تو تا چند سوزد دلم
۴
جمالی بر افروز و هجران بسوز
۵
فراق تو تاکی گهی وصل هم
۶
همه شب مده گاه شب گاه روز
۷
دلا وصل و هجران شب و روزیست
۸
گهی این گهی آن بساز و بسوز
۹
گهی مست شو گاه مخمور باش
۱۰
گهی پرده در باش که پرده روز
۱۱
چو زاهد ز مستیت پرسد بگو
۱۲
مرا جایز آمد ترا لایجوز
۱۳
بجو وصل دایم تو ای فیض ازو
۱۴
نهٔ قابل این سعادت هنوز

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.