غزل شمارهٔ ۴۹۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عشق دردیست از خزانهٔ خاص
۲
عشق را کی دهند جز بخواص
۳
جهد کن تا ز اهل عشق شوی
۴
که به جز عشق نیست راه خلاص
۵
گر فلاطونی و نداری عشق
۶
عامی عامی نهٔ ز خواص
۷
عمر بیعشق اگر گذشت ترا
۸
اوفتادی ولات حین مناص
۹
عام باشی و عشق هست ترا
۱۰
میشوی عنقریب خاص الخاص
۱۱
اهل علمی که خالی از عشقند
۱۲
علماشان مخوان بگو قصاص
۱۳
فیض اگر عاشقی سخن بس کن
۱۴
گفتگو را بمان بقاضی وقاص
