زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۷۹

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
در دل توئی در جان توئی ای مونس دیرینه‌ام
۲
در سینهٔ بریان توئی ای مونس دیرینه‌ام
۳
ای تو روان اندر بدن ای هم تو جان و هم تو تن
۴
ای هم تو حسن و هم حسن ای مونس دیرینه‌ام
۵
هم دل تو و هم سینه تو گوهر تو و گنجینه تو
۶
دینه تو و دیرینه تو ای مونس دیرینه‌ام
۷
بارم دهی آیم برت ورنه بمانم بر درت
۸
ای لم یزل من چاکرت ای مونس دیرینه‌ام
۹
بارم دهی خرم شوم ردم کنی درهم شوم
۱۰
از تو زیاد و کم شوم ای مونس دیرینه‌ام
۱۱
راهم دهی بینا شوم ردم کنی اعما شوم
۱۲
از تو بدو زیبا شم ای مونس دیرینه‌ام
۱۳
لطفم کنی گلشن شوم قهرم کنی گلخن شوم
۱۴
گه جان شوم گه تن شوم ای مونس دیرینه‌ام
۱۵
خواهی‌بخوان خواهی‌بران دل در تو دل‌بست ازازل
۱۶
گشتم ز تو مست از ازل ای مونس دیرینه‌ام
۱۷
جان لم یزل در وصل بود یکچند هجرانش ربود
۱۸
آخر همان گردد که بود ای مونس دیرینه‌ام
۱۹
فیض است و گفتگوی تو شیدای جستجوی تو
۲۰
شیء الهی کوی تو ای مونس دیرینه‌ام

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.