غزل شمارهٔ ۵۸۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گه جلوه لاهوت دهد جام شرابم
۲
گه عشوهٔ نا سوت فریبد بسرابم
۳
گه نقل و کباب از کف جانانه ستانم
۴
گه فرقت جانانه کند سینه کبابم
۵
جز محنت دوریش عقابی نشناسم
۶
جز شادی نزدیکی او نیست ثوابم
۷
بیدوست یکی تشنه لب گرسنه چشمم
۸
با دوست چو باشم همه نانم همه آبم
۹
شد عمر گرامی همه در مدرسها صرف
۱۰
کو عشق که فارغ کند از درس و کتابم
۱۱
کو عشق که معمور کند خانه دل را
۱۲
عمریست ز ویرانی دل خانه خرابم
۱۳
تا چند درین باد به سرگشته توان بود
۱۴
ای خضر خدا ره بنما راه صوابم
۱۵
فیض و سر تسلیم و رضا بر قدم دوست
۱۶
گر تیغ کشد بر سر من روی نتابم
