Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
مولوی · دیوان شمس

غزل شمارهٔ ۱۱۷۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
جاء الربیع و البطر زال الشتاء و الخطر
۲
من فضل رب عنده کل الخطایا تغتفر
۳
آمد ترش رویی دگر یا زمهریرست او مگر
۴
برریز جامی بر سرش ای ساقی همچون شکر
۵
اوحی الیکم ربکم انا غفرنا ذنبکم
۶
و ارضوا بما یقضی لکم ان الرضا خیر السیر
۷
یا می دهش از بلبله یا خود به راهش کن هله
۸
زیرا میان گلرخان خوش نیست عفریت ای پسر
۹
و قایل یقول لی انا علمنا بره
۱۰
فاحک لدینا سره لا تشتغل فیما اشتهر
۱۱
درده می بیغامبری تا خر نماند در خری
۱۲
خر را بروید در زمان از باده عیسی دو پر
۱۳
السر فیک یا فتی لا تلتمس فیما اتی
۱۴
من لیس سر عنده لم ینتفع مما ظهر
۱۵
در مجلس مستان دل هشیار اگر آید مهل
۱۶
دانی که مستان را بود در حال مستی خیر و شر
۱۷
انظر الی اهل الردی کم عاینوا نور الهدی
۱۸
لم ترتفع استارهم من بعد ما انشق القمر
۱۹
ای پاسبان بر در نشین در مجلس ما ره مده
۲۰
جز عاشقی آتش دلی کید از او بوی جگر
۲۱
یا ربنا رب المنن ان انت لم ترحم فمن
۲۲
منک الهدی منک الردی ما غیر ذا الا غرر
۲۳
جز عاشقی عاشق کنی مستی لطیفی روشنی
۲۴
نشناسد از مستی خود او سرکله را از کمر
۲۵
یا شوق این العافیه کی اضطفر بالقافیه
۲۶
عندی صفات صافیه فی جنبها نطقی کدر
۲۷
گر دست خواهی پا نهد ور پای خواهی سر نهد
۲۸
ور بیل خواهی عاریت بر جای بیل آرد تبر
۲۹
ان کان نطقی مدرسی قد ظل عشقی مخرسی
۳۰
و العشق قرن غالب فینا و سلطان الظفر
۳۱
ای خواجه من آغشته‌ام بی‌شرم و بی‌دل گشته‌ام
۳۲
اسپر سلامت نیستم در پیش تیغم چون سپر
۳۳
سر کتیم لفظه سیف حسیم لحظه
۳۴
شمس الضحی لا تختفی الا بسحار سحر
۳۵
خواهم یکی گوینده‌ای مستی خرابی زنده‌ای
۳۶
کآتش به خواب اندرزند وین پرده گوید تا سحر
۳۷
یا ساحراء ابصارنا بالغت فی اسحارنا
۳۸
فارفق بنا اودارنا انا حبسنا فی السفر
۳۹
اندر تن من گر رگی هشیار یابی بردرش
۴۰
چون شیرگیر او نشد او را در این ره سگ شمر
۴۱
یا قوم موسی اننا فی التیه تهنا مثلکم
۴۲
کیف اهتدیتم فاخبروا لا تکتموا عنا الخبر
۴۳
آن‌ها خراب و مست و خوش وین‌ها غلام پنج و شش
۴۴
آن‌ها جدا وین‌ها جدا آن‌ها دگر وین‌ها دگر
۴۵
ان عوقوا ترحالنا فالمن و السلوی لنا
۴۶
اصلحت ربی بالنا طاب السفر طاب الحضر
۴۷
گفتن همه جنگ آورد در بوی و در رنگ آورد
۴۸
چون رافضی جنگ افکند هر دم علی را با عمر
۴۹
اسکت و لا تکثر اخی ان طلت تکثر ترتخی
۵۰
الحیل فی ریح الهوی فاحفظه کلا لا وزر
۵۱
خامش کن و کوتاه کن نظاره آن ماه کن
۵۲
آن مه که چون بر ماه زد از نورش انشق القمر
۵۳
ان الهوی قد غرنا من بعد ما قد سرنا
۵۴
فاکشف به لطف ضرنا قال النبی لا ضرر
۵۵
ای میر مه روپوش کن ای جان عاشق جوش کن
۵۶
ما را چو خود بی‌هوش کن بی‌هوش خوش در ما نگر
۵۷
قالوا ندبر شأنکم نفتح لکم آذانکم
۵۸
نرفع لکم ارکانکم انتم مصابیح البشر
۵۹
ز اندازه بیرون خورده‌ام کاندازه را گم کرده‌ام
۶۰
شدوا یدی شدوا فمی هذا دواء من سکر
۶۱
هاکم معاریج اللقا فیها تداریج البقا
۶۲
انعم به من مستقی اکرم به من مستقر
۶۳
هین نیش ما را نوش کن افغان ما را گوش کن
۶۴
ما را چو خود بی‌هوش کن بی‌هوش سوی ما نگر
۶۵
العیش حقا عیشکم و الموت حقا موتکم
۶۶
و الدین و الدنیا لکم هذا جزاء من شکر

دانش و پژوهش این شعر

نیازمند بازبینی
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۵ نیازمند تصمیم۵ موجودیت مرتبط

پیش‌نویس‌ها و پیشنهادها

هنوز واقعیت تأییدشده نیستند
پیشنهادیبه‌کارگیری نماد

می و جام

به‌کارگیری نماد ← می و جام

Matched curated alias: می; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

ساقی واسطه

بازنمایی کهن‌الگو ← ساقی واسطه

Matched curated alias: ساقی; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیبازنمایی کهن‌الگو

عاشق جوینده

بازنمایی کهن‌الگو ← عاشق جوینده

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

عاشق

شامل شخصیت ← عاشق

Matched curated alias: عاشق; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira
پیشنهادیشامل شخصیت

ساقی

شامل شخصیت ← ساقی

Matched curated alias: ساقی; editorial status: suggested

۱ شاهد متنی
شاهد متنی در منبع ثبت شده است.
۰ بیت · رابطهٔ منتقل‌شده
Vira