زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۹۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گران شد بر دل من تن بیا تن گرد جان گردم
۲
همه تن می‌شوم شاید بر جانان روان گردم
۳
چو جانرا او بود جانان ز سر تا پای گردم جان
۴
جهانرا چون بود او جان بجان گیرد جهان گردم
۵
گران جان نیستم گر من سبک بیرون روم از تن
۶
زمین تا کی توان بودن بیا تا آسمان گردم
۷
ز بهر آنکه تا بینم رخ پیدای پنهانش
۸
نشان از وی چو نتوان یافت هم خود بی‌نشان گردم
۹
ز بس جستم نشان او نشان گشتم بجست و جو
۱۰
ز سر تا پا زان باشم ز پا تا سر بیان گردم
۱۱
ز اوصاف جمال او کنم تا نکتهٔ روشن
۱۲
بپیچ و تاب چون زلفان بگرد گلرخان گردم
۱۳
بدور آتش روئی پریشان چون دخان باشم
۱۴
ندارد عشق چون پیری بیا من هم جوان گردم
۱۵
شدم در عشق پیر و او جوانی می‌کند با من
۱۶
چو تیرم میکند تیرم کمان خواهد کمان گردم
۱۷
نهادم سر بفرمانش چو گویم پیش چوگانش
۱۸
گر این خواهد من این باشم ورآنخواهد من آن گردم
۱۹
کجم گر می‌کند گر راست فزونم میکند گر کاست
۲۰
چنین خواهد چنین باشم چنان خواهد چنان گردم
۲۱
چنان بودم که میدانی چنین گشتم که می‌بینی
۲۲
خزان خواهد بسوی اصل بی‌برگی خزان گردم
۲۳
بهارم خواهد او از جان برویم لاله و ریحان
۲۴
ز من خیری که او جوید همان باشم همان گردم
۲۵
کنم او را که او گوید روم آنجا که او پوید
۲۶
چو اینم میکند اینم چو آنم کرد آن گردم
۲۷
گهی هشیار و گه مستم گهی بالا گهی پستم
۲۸
؟؟؟ان گردم
۲۹
دلم یک شعله بود از عشق بیرون رفت از دستم
۳۰
بیا ای فیض تا در ماتم دل مشتغل گردم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.