زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۱۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
اگر آهی کشم دریا بسوزم
۲
و گر شوری کنم دریا بسوزم
۳
شود دل شعله چون بر یاد روئی
۴
شوم تن شمع و سر تا پا بسوزم
۵
کنم هرچند پنهان آتش جان
۶
میان انجمن پیدا بسوزم
۷
خوشم با سوختن در آتش عشق
۸
بهل تامن در این سودا بسوزم
۹
در آنجا هر که باشد هر چه باشد
۱۰
بسوزد ز آتشم هرجا بسوزم
۱۱
کنم گر اقتباسی ز آتش قدس
۱۲
وجود خویش سر تا بسوزم
۱۳
نیارم تاب یا آرم ندانم
۱۴
تجلی کنم بسازم تا بسوزم
۱۵
نه من ماند نه ما ماند چو آئی
۱۶
بیا تا بی من و بی ما بسوزم
۱۷
ترا خواهم مرا گر تو نخواهی
۱۸
تجلی بیشتر کن تا بسوزم
۱۹
بسوزد ظاهر و باطن ز سوزم
۲۰
اگر پیدا و گر پنهان بسوزم
۲۱
ز سوز جان اگر حرفی نویسم
۲۲
ورق را سربسر یکجا بسوزم
۲۳
چو فیض ار دم زنم از آتش دل
۲۴
زبان و کام با لبها بسوزم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.