زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۳۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
شب تار است روز من بیا خورشید تابانم
۲
روان سوز است سوز من بیا ای راحت جانم
۳
بیا ای یار دیرینم بیا ای جان شیرینم
۴
دمی بنشین ببالینم که جان بر پایت افشانم
۵
ترا خواهم ترا خواهم بغیر از تو کرا خواهم
۶
بغیر از تو چرا خواهم توئی جانم توئی جانم
۷
ز شادی چون شوم خندان توئی پیدا در آن خنده
۸
ز غم چون میکنم افغان توئی پنهان در افغانم
۹
زنی در من گهی آتش کنی گاهی دلم را خوش
۱۰
کدامین بهتر است از لطف یا قهرت نمیدانم
۱۱
ز من پرسی که مرد دنییی ای فیض یا عقبی
۱۲
نه مرد این نه مرد آن پریشانم پریشانم
۱۳
گروهی عالم و عاقل گروهی غافل و جاهل
۱۴
من دیوانهٔ بیدل نه با اینم نه با آنم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.