غزل شمارهٔ ۶۶۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
دل میکنمت فدا و جان هم
۲
از تست اگر چه این و آن هم
۳
دل را بر تو چه قدر باشد
۴
یا جان کسی و یا جهان هم
۵
بر روی زمین ندیده چشمی
۶
ماهی چو زتو بر آسمان هم
۷
در ملک و ملک نظیر تو نیست
۸
در هشت بهشت جاودان هم
۹
جائی که نهی تو پای آنجا
۱۰
ما سر بنهیم و قدسیان هم
۱۱
مهمان شوی ار شبی مارا تو
۱۲
دل پیش کشم ترا و جان هم
۱۳
تا بر سر خوان به جز تو نبود
۱۴
مهمان باشی و میزبان هم
۱۵
گم گشتهٔ وادی غمت را
۱۶
بینام بمان و بینشان هم
۱۷
فیض از تو و جان و دل هم از تو
۱۸
این باد فنای تو و آن هم
