زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۷۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
تا آتش عشق رخت در جان و دل افروختیم
۲
دیدیم گر مهیا ز غم از خوشدلی وا سوختیم
۳
حالی بغم رو کرده‌ایم با عیش یکرو کرده‌ایم
۴
شادی چو در غم یافتیم آنرا باین بفروختیم
۵
با جنت و طوبی چه‌کار چون کام ما از غم رواست
۶
از آتش دوزخ چو غم در عشق چون ما سوختیم
۷
چون خرقه پوشان غمت دلهای صافی داشتند
۸
ما هم بامید صفا زینغم مرقع دوختیم
۹
ترک کتاب و درس علم گفتیم چون در راه تو
۱۰
یک نکتهٔ اغیار سوز از پیر عشق آموختیم
۱۱
گر دین و دنیا باختیم در عشق و در سودای عشق
۱۲
لیک از متاع درد و غم سرمایها اندوختیم
۱۳
افسرده بودی فیض تا با عیش بودت الفتی
۱۴
ای غم روانت شاد باد کز تو دلی افروختیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.