زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
فیض کاشانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۹۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ایخوش آنروزی که ما جان در ره جانان کنیم
۲
ترک یک جان کرده خود را منبع صد جان کنیم
۳
اختیار خود به پیش اختیار او نهیم
۴
هرچه او میخواهد از ما از دل و جان آن کنیم
۵
خدمت سلطان عشق حق شهنشاهی بود
۶
همتی تا خویشتن را وقف این سلطان کنیم
۷
در طلسم ماست پنهان گنج سر معرفت
۸
تا شود این گنج پیدا خویش را ویران کنیم
۹
همتی کوتا چو ابراهیم بر آتش زنیم
۱۰
آتش عشق خدا بر خویشتن بستان کنیم
۱۱
یا چو اسمعیل در اره رضایش سر نهیم
۱۲
خویش را در عیدگاه وصل او قربان کنیم
۱۳
یا چو نوح اول بسنک دشمنان تن در دهیم
۱۴
بعد از آن از آب چشم آفاقرا طوفان کنیم
۱۵
یا بحبل الله آویزیم دست اعتصمام
۱۶
همچون عیسی بر فراز آسمان جولان کنیم
۱۷
یا چو احمد بگسلیم از غیر حق یکبارگی
۱۸
هر دو عالم را بنور خویش آبادان کنیم
۱۹
میکند بر موسی جان بغی فرعون هوا
۲۰
کو عصای عشق حق تا در دمش ثعبان کنیم
۲۱
دست خار کفر در دل از فراقش وصل کو
۲۲
خار را بستان کنیم و کفر را ایمان کنیم
۲۳
گر چنین روزی شود روزی خدایا فیض را
۲۴
دردهای جمله عالم را بخود درمان کنیم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.